۴ ماهگی
گل گلدونم ، ۴ ماه و ۷ روزت و هر روز با مزه تر و شیرین تر میشی . جمعه گذشته نوبت
دوم واکسنت رو زدی. خیلی جالب بود اون لحظه که واکسنت رو زدن گریه کردی به
محض اینکه سرنگ رو کشیدن بیرون ساکت شدی. فردای اون روز رفتیم کلاس یکمی
کسل بودی از اونجا که همیشه به معلمت میخندیدی ( معلمت بهت میگه هپی گای) و
اون روز نخندیدی فهمیدم که کسلی . لیا بهات حرف میزد تو هم خیلی بامزه
لبت رو جمع میکردی ( وقتی لبت رو جمع میکنی خیلی بامزه میشی) و میزدی
زیر گریه. گلم، کارهای جدیدت : لالایی گفتنت وقتی میخوای بخوابی این شیرین کاری رو از مادر جون یاد گرفتی . با مادر جون حرف میزنی و صداهارو تقلید میکنی . به تلویزیون با دقت نگاه میکنی و عکس العمل نشون میدی . صبحها برات
کارتن میذارم و تو با دقت نگاه میکنی و من میتونم کارهام رو انجام بدم یه کار بامزهٔ دیگه که انجام میدی وقتی میذاریمت توی جنبنکت یا کلسکت ۲
تا ارنجتو تکیه میدی و خودتو نشسته نگه میداری خیلی بامزه میشی در این
حالت .